می آورد می نویسد: نقل است که چون عمرش به آخر رسید ، نا پیدا شد.چنان که به تعیین ( ظ --
بیقین ) خاک او پیدا نیست.بعضی گویند: در بغداد است و بعضی گویند: در شام است. و بعضی
گویند:آنجاست که شهرستان لوط پیغمبر ــ علیه السلام ــ به زمین فرو رفته است ( تذکرة
الاولیا ، تصحیح دکتر محمد استعلامی ، ص۱۲۷ ) .
یکی از شهر های شمال شرقی استان کرمان که در شاهراه ترانزیتی هرمز گان ــ کرمان و خراسان قرار
گرفته و با آرمیدن در حاشیه ی کویر لوت یگانه خوشامد گوی مسافران به شمار می آید شهرستان راور
است.در بیان دیرینگی این شهرستان همین بس که هاکراید آلمانی با دستیابی به سنگنوشته ای کنده
کاری شده در حوالی ارتفاعات " کله گاوی " ــ در جنوب راور ــقدمتش را به دوران پارینه سنگی می ـــ
رساند و وجود چند مهرابه و قلعه ی دختر و معبد آنا هیتا نیز از دیر سالگی آن حکایت دارد.
یکی از روستاهای کوچک پیرامون راور روستایی است موسوم به " مزار شاه "که دو مقبره ی مربوط به
روزگاران گذشته را در آرامگاهی شبیه به گنبد جبلیه ی کرمان در خود جای داده است ،یکی از آن لوط
پیامبر (؟ ) و دیگری مربوط به ابراهیم ادهم.البته سنگ مزار این دو آرامگاه قدمت چندانی ندارد و بر روی
آنها عبارت " شاه سلطان ابراهیم ادهم " و " پیغمبر لوط " نوشته شده است.هر دو کنار هم جای دارند و
سنگ مزار های فراوان دیگری را ــ که اغلب مربوط به سده ی یاز دهم هجری است ــ در آن محدوده
می توان دید.
همچنین گفتنی است که در روستای مزار شاه ، محلی هست به نام " غار ابراهیم " که ساکنان محلی
آن را ریاضت خانه ی ابراهیم ادهم می دانند و عقیده دارند که تاکنون صاحبدلان بسیاری در آن مکان به
تزکیه ی نفس و پالودن روان پرداخته اند. در گوشه ی شرقی مزار شاه نیز به مکانی موسوم به " چله
خانه " بر می خوریم که محیط پیرامونش ، آرامگاه تعدادی از دراویش سده های دهم و یاز دهم سلسله
ی نعمت اللهی از قبیل محمود شاه ، سلطان عبد الرزاق و ... را در خود جای داده است.
علاوه بر شواهد و قراین فوق ، و افزون بر اشا ره ی برخی کتب عرفانی چون طرائق الحقایق به آرامگاه
سلطان ابراهیم ادهم در روستای مزار شاه راور ، تاملی در فرهنگ عامه ی مردم منطقه نیز موید همین
نکته است چرا که بسیاری از داستانها و افسانه های مربوط به زندگانی شاه شوریده ی بلخ ــ ابراهیم
ادهم ــ را می توان بارها و بارها از زبان روستاییان آن حوالی شنید و ذکر کرامات وی نیز ــ که در برخی
موارد مشابه همان چیزی است که عطار در تذکره می گوید ــ نقل محفل این پاکان خاکی نهاد است.
رحمتی دان امتحان تلخ را نقمتی دان ملک مرو و بلخ را
آن براهیم از تلف نگریخت و ماند این براهیم از شرف بگریخت و راند
آن نسوزد وین بسوزد ای عجب نعل معکوس است در راه طلب
( مثنوی ۶ /۱۷۳۶ --۱۷۳۸ )
