موزیک یا مغیک (؟)
بوده هنگامی که در نیایش های خود سرودهای اوستا را می خوانده اند ، و از آنجا که این
زمزمه ها و دلناله ها بی شباهت به آواز بلبل نبوده است در متون کهن پارسی به بلبل " زند
واف " یا " زندباف " نیز گفته اند یعنی پرنده ای که تو گویی سرودهای زند ( اوستا ) را زمزمه
می کند . کهن ترین اشاره به همسانی آوای بلبل با نغمه ی مغان و زبان موبدان یعنی زبان
پهلوی ( پارسیک ) را در سرآغاز داستان رستم و اسفندیار می توان دید :
نگه کن سحرگاه تا بشنوی ز بلبل سخن گفتن پهلوی
رند دردنوش نشابور ـ خیام ـ نیز در یکی از رباعیات پرآوازه اش به این همانندی اشاره نموده :
روزیست خوش وهوانه گرمست ونه سرد ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
بلبل به زبان پهلوی با گل زرد فریاد همی زند که می باید خورد
(ترانه های خیام ، ص۹۲)
و نیز حضرت حافظ راست :
بلبل زشاخ سروبه گلبانگ پهلوی می خوانددوش درس مقامات معنوی
(دیوان حافظ،غنی ـ قزوینی،ص۳۴۵)
بنا بر آنچه گفته آمد، بعید نمی نماید که واژه ی "موزیک"انگلیسی صورت تحول یافته ی
" مغیک " پارسی باشد یعنی منسوب به مغان ( زرتشتیان ) ... " ایک " که در کلماتی از قبیل
پارسیک ، آسوریک و ... دیده می شود ، در زبان پهلوی یا پارسی میانه همان " یاء نسبت "
است در زبان پارسی دری یا نو .
این سرزمین دیر سال را فرهنگی کهن سیر است.همان که عشق من هست و دغدغه ی من نیز.نفسی است فقط در هوای این آگاهی مشتاق...وبس.