در گستره ی زبان و ادب پارسی ترکیبات کنایی فراوانی را می توان یافت که مفید معنای " کار

بیهوده انجام دادن " هستند،ترکیباتی نظیر زیره به کرمان بردن ، خرما به بصره آوردن ، آب در

هاون کوفتن و دهها نمونه ی دیگر.در یکی از قصاید نامور ناصر خسرو بیتی هست حاوی یکی

از کهن ترین ترکیبات کنایی زبان و ادب پارسی و آن " مروارید پیش پای خوکان افشاندن "

است:

     من آنم که در پای خوکان نریزم                              مر این قیمتی در لفظ دری را

استاد دکتر مهدی محقق در شرح این بیت با اشاره به این نکته که تشبیه مدح گفتن ناکسان

به آویختن مروارید بر گردن خوکان به صورت " ... اقلد الدر اعناق الخنازیر " در شعری عربی

سروده ی ابوعلی حسن بن محمد دامغانی آمده است ، یادآور شده اند که این تعبیر در زبان

انگلیسی نیز دیده می شود (نک.شرح سی قصیده ، ص۱۷۶). شادروان دکتر جعفر شعار نیز

به نقل از استاد محقق ، مفهوم بیت را ناظر به سخن ابوعلی دامغانی دانسته اند که در دو

بیت عربی گفته است (گزیده اشعار ناصر خسرو ، ص۲۰).

گفتنی است که " مروارید پیش پای خوکان افشاندن " یکی از امثال کهن پارسی است که

خاستگاه آن را می توان در یکی از متون دیرساله ی برجای مانده از زبان و ادب پهلوی موسوم

به درخت آسوریک بازجست ، متنی که متعلق به ادب پارتی (اشکانی) است و یکی از کهن

ترین نمونه های ادب تمثیلی ما به شمار می آید. در این کتاب که مناظره ایست میان نخل

(سمبل زندگی کشاورزی) و بز (سمبل زندگی دامپروری) چنین آمده است :

این زرین سخنم / که من (بز) به تو (نخل) گفتم / چنان است که پیش خوک و گراز / مروارید

افشانید (بنگرید به : درخت آسوریک ، آوانگاری و ترجمه دکتر ماهیار نوابی ، ص۷۹). در ادامه

متن نیز تعبیر " نزد شتر مست چنگ نواختن " در مفهوم کنایی کار بیهوده انجام دادن به کار

رفته  که البته چنین می نماید در متون ادب دوره ی اسلامی ایران مورد استفاده قرار نگرفته

 است. در خصوص ریشه شناسی (اتیمولوژی) نام این کتاب نیز ذکر نکته ای خالی از فایدتی

نخواهد بود : " آسور " صورت کهن تر واژه ی " آشور " است و " ایک " پساوند نسبت است که

گونه ی بازمانده ی آن را در زبان پارسی دری یا نو به صورت " ی " می بینیم . بنابراین درخت

آسوریک یعنی درخت منسوب به سرزمین قوم آشور (میانرودان یا بین النهرین) که مراد از

آن درخت خرما یا نخل ـ بومی ترین درخت آن منطقه ـ می باشد.